حضور در مراسم رونمایی از کتاب «شیخ الفقها، اسوه منتظران »در موسسه آل البیت (ع) 

چند سالی است که آیین رونمایی کتاب در جامعه فرهنگی ما (حوزوی و دانشگاهی) رواج یافته است. آیینی که در آن برای انتشار و معرفی یک کتاب جدید، و موضوع یا شخصیتی که در باره آن قلم نگاشته شده است ، جشن گرفته می شود.

حضور در مراسم رونمایی از کتاب «شیخ الفقها، اسوه منتظران »در موسسه آل البیت (ع) 
امروز شاهدیم در بیشتر مراسم رونمایی ها، با توجه به موضوع کتاب تازه به چاپ رسیده ، از شخصیت های حوزوی ، فرهنگی ، دانشگاهی ، قرآن پژوهان ، چهره های سیاسی از وزیر و نماینده مجلس تا اقوام و بستگان نویسنده و ناشر و مترجم و …نیز حضور دارند.
از این رو در این آیین شکوهمند که در موسسه وزین آل البیت در قم و به میزبانی حجة الاسلام و المسلمین شهرستانی که با درخواست خاندان مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی برگزار گردید ، شخصیت های برجسته حوزوی ، از آیات عظام ، نمایندگان مراجع ، اساتید حوزه ، شخصیت های دانشگاهی ، قرآن پژوهان ، نویسندگان و صاحب نظران تاریخ نگار و جمع بسیاری از علاقمندان و نیز یادگاران دو خاندان والا مقام آیات گلپایگانی و صافی گلپایگانی شرف حضور داشتند.
یکی از عالی ترین و مهم ترین نعمت های پروردگار ، موهبت شریعت می باشد که وسیله هدایت بشریت به سوی نظم و کمالات انسانی است که خداوند متعال با نزول قرآن بر خاتم پیامبران (ص) ، نعمت ارشاد بشر را تکمیل و به وسیله این کتاب آسمانی ، و تقریر و بیات اهل بیت علیهم السلام ، حجًت خود را بر اصحاب ِ تکلیف تمام نموده و موهبت تکمیل نفوس و عقول و ارواح و مدارج انسان را تمام نمود.


در عصر غیبت کبرای ولی دوران ، قطب عالم امکان ، حضرت بقیة الله (عج) ، فقهاء دین ، مرجع شرعی و دینی جامعه هستند و بندگان خدا با مراجعه به علمای عدول ، نیازهای خود را با ارشادات و راهنمایی های آن سلسله طیًبه ، برطرف ساخته و کسب فیض می نمایند.
در این راستا یکی از مرزبانان ، و پاسداران ، و مدافعان شریعت و مکتب اهل بیت (ع) ، مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی بود که در طول یک قرن زندگی ، به پاسداری و مرزبانی شریعت الهی پرداخت ، و تکیه گاهی برای امت ، و هدایت و کفالت ایتام آل محمد (ص) بشمار می آمد.
عصر حاضر وی را از عظمتش در قلًه علم و فقاهت ، به شیخ الفقهاء ، نامیده ، واز پاسخ گویی ها و دست نگاره های وی و استفتائات نزدیک به یک قرن زندگی خالی او ، به ( فرید دورانِ غیبت مولایش ) نامگزاری نموده است.
از آنجا که در آستانه دومین سالگرد رحلت ملکوتی آن بزرگ هستیم ، کتاب ( شیخ الفقها ، اسوه منتظران ) نگاشته شد و بر آن گردید که به این بهانه ، یاد و خاطره و دیدگاه های آن بزرگ مرجع ولایی ، در انجمنی از بزرگان حوزوی و دانشگاهی و جز این ها ، اشاره شده تا چراغ راه آیندگان باشد.


در این آئین، آیة الله حاج شیخ رضا استادی با اشاره به اینکه آیت الله العظمی صافی(ره) مورد لطف خداوند متعال بودند، اظهار کرد:
پدر بزرگوار آیت الله صافی(ره)، لطفی از سوی خداوند متعال برای ایشان بوده است.
آیت الله العظمی صافی(ره) همیشه با نشاط از پدر خود یاد می‌کردند و برخورد با پدر را به ما یاد دادند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه زندگی علمی با آیت الله العظمی بروجردی(ره) یکی دیگر از الطاف الهی برای معظًم له بوده است، مطرح کرد: پس از رحلت آیت الله بروجردی، وجود آیت الله صافی برای جامعه بسیار موثر بود.
وی افزود: لطف دوم خدا به ایشان وجود آیت‌الله العظمی بروجردی در مسیر زندگی ایشان بود که با صمیمت با ایشان برخورد می‌کرد و آیت‌الله العظمی صافی هم همواره در تعظیم ایشان کوشا بود؛ این که وی سالیان سال با آیت‌الله المظمی بروجردی زندگی علمی داشته است واقعا نشانه لطف خداست.
استادی بیان کرد: بعد از وفات آیت‌الله العظمی بروجردی، آیت‌الله گلپایگانی از مراجع مطرح در آن زمان بود لذا لطف دیگر خدا به ایشان حشر و نشر با این مرجع معظم تقلید بود؛ آیت‌الله العظمی صافی کمک زیادی به ایشان و بیت ایشان کرد و اگر آیت‌الله صافی نبود شاید حوادث، طور دیگری رقم می‌خورد؛ کسی نمی‌تواند منکر خدمات ایشان برای اسلام و جمهوری اسلامی شود لذا بودن ایشان خیلی مؤثر و نشانه لطف خدا بود.
از علامات عالم خوب این است که باید متواضع باشد


وی با بیان اینکه از الطاف دیگر خدا به ایشان صفت تواضع است، تصریح کرد: از علامات عالم خوب این است که باید متواضع باشد؛ در شرح حال ایشان نقل است که روزی نمی‌گذشت مگر اینکه ایشان احوالی از برادر نپرسد و مقامات وی سبب دوری از برادر نبوده است؛ حتی اگر این کار روزانه هم نبود نمی‌گذاشت مدت طولانی اینگونه باشد که خبری نگیرد.
استاد درس خارج حوزه در بخشی از سخنان خود درباره آیت صافی گلپایگانی بیان داشت: لطف خداوند به ایشان وجود تألیفات فراوان و کارساز بوده است و تألیفات ایشان در تمامی سنین کارآمد بوده است و به خصوص منتخب الاثر که باقی مانده است و خواهد ماند. منتخب الاثر روایات را جمع کرده است و به یک معنا کثرت سند را کافی دانسته است؛ مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی بیش از ۱۰ سال، اسناد منتخب را بررسی و تصحیح و تکمیل کردند که کتابی بیش از ۱۰ جلد در مورد روایات مرتبط با امام زمان(عج) شده است و از فرزندان آیت‌الله می‌خواهیم که این اثر را تکمیل کنند.
وی درباره شخصیت مرحوم حضرت آیت الله صافی گلپایگانی گفت: روحیه ایشان، روحیه صیانت از معارف اهل بیت(ع) در کنار فقه و اصول و مرجعیت بوده است؛ او هر شبهه‌ای را شنیده است خیلی زود به آن جواب داده است و چون توانایی زیادی در نوشتن فارسی و عربی داشت نیازی به همکار هم نداشت لذا این نوع آثار ایشان هم خیلی ارزشمند است و باید مجموعه آثار ایشان در قالب موسوعه ، دسته‌بندی و موضوع‌بندی شود.


استاد درس خارج حوزه علمیه با بیان اینکه از ویژگی‌های ایشان محبوب‌القلوب بودن است، اظهار کرد: قرآن کریم فرموده است:
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛ این نوع محبوبیت سبب شده بود تا مریدان و ارادتمندان زیادی داشته باشد و به معنای واقعی مردمی بود. بنده بعد از اینکه به قم آمدم با ایشان آشنا شدم و ایشان وقتی اثری را از یک طلبه و استاد حوزه می‌دید حتما تماس می‌گرفت و تقدیر می‌کرد و فکر نمی‌کنم کسی مطلبی را نوشته باشد که به نفع اسلام و دین بوده است و او بدون توجه به حواشی (که این فرد متعلق به فلان بیت است و یا نیست و حتی در خارج کشور) از او تشکر نکرده باشد.
انتقادات آیت‌الله صافی خیرخواهانه بود
وی تأکید کرد: خیرخواهی از مشی و رفت و آمد و تماس ایشان می‌بارید؛ اگر به دولتی‌ها انتقاد هم می‌کرد همه می‌دانستند از روی خیرخواهی بود و طوری نبود که به نظام لطمه بخورد؛ همیشه تقویت‌کننده بود و صریحاً هم می‌فرمود ما در هر دولتی خوبی‌ها را تشویق و تمجید کنیم و اگر اشتباهی دارد بگوییم؛ یکسره موافق و یا مخالف بودن درست نیست.


وی ادامه داد: حتی در جلسه‌ای که مدیران حوزه در آنجا بودند فردی به او گفت : شما چرا در برخی امور دخالت نمی‌کنید و ایشان گفت نظر من این است که مواردی باید تشویق و مواردی هم باید انتقاد کنیم. هر مورد انتقادی هم داشت، امام و آیت‌الله خامنه‌ای می‌دانستند از روی خیرخواهی است و توجه امام به آیت‌الله صافی گلپایگانی هم به واسطه این روحیه آن بزرگوار هم بود.

وی با اشاره به اینکه تواضع آیت الله صافی(ره) لطف دیگر الهی بود، گفت : یکی از علائم عالم بزرگ این است که باید زندگی عالم ، شما را به تواضع تشویق کند.
آیت الله استادی با بیان اینکه آیت الله صافی(ره) تألیفات فراوانی داشتند که نوعا کارساز هستند، خاطرنشان کرد: این تألیفات به ویژه ( منتخب الآثار ) بسیار مطرح است و در میان بیش از ۱۰۰ اثر تالیفی ایشان ، یک کتاب ویژه است.
وی با اشاره به اینکه آیت الله صافی(ره) تلاش داشتند از معارف اهل بیت(ع) صیانت کنند، تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های آیت الله صافی(ره) توانایی بالای ایشان در نگارش بود که بدون کمک ، می‌توانستند به عربی و فارسی پاسخ شبهات را بدهند.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه آیت الله صافی(ره) محبوب القلوب بودند، اشاره نمود : آیت الله صافی گلپایگانی بسیار مردمی بودند و خط مشی ایشان خیر خواهی بود.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه ایشان حتی اگر انتقادی داشتند نیز از روی خیرخواهی بود، گفت : آیت الله صافی گلپایگانی(ره) اعتقاد داشتند که تشویق یکسره بی‌نتیجه و انتقاد یکسره حمل بر دشمنی می‌شود و همیشه توازن را رعایت می‌کردند.
آیت الله استادی در پایان تاکید کرد: نام «لطف الله» شایسته ایشان بود چرا که آیت الله صافی گلپایگانی(ره) برای مردم، پاسخ به شبهات، خیرخواهی و … لطف الله بودند.


آیة الله استادی اضافه کرد: اسم «لطف‌الله» از مصادیق لطف خدا برای پدر بود ولی در ادامه زندگی لطف‌الله برای حوزه و دیگران و پاسخ به شبهات شد. در مقابله با شبهات بدون اینکه مقام شبهه‌کننده را در نظر بگیرد با احترام کامل این کار را کرده است؛ صاحب( قاموس الرجال )بحث نادرستی داشت و ایشان جزوه‌ای در ردً کتاب وی نوشت.
وی افزود: هزاران نفر همواره مشمول لطف ایشان بودند؛ بنده خدمت ایشان بودم و یکی از رفقا قصد رونمایی از کتابش را داشت و آقا را دعوت کرد، و ایشان با اخلاص پذیرفت. زیرا او به فکر صیانت از دین و معارف اهل بیت(ع) بود و ما هم باید بیش از پیش به فکر حوزه و معارف اسلامی و آینده دین باشیم.
سخنران بعدی این مراسم ، حجة الاسلام و المسلمین استاد دانشگاه ، محمد علی مهدوی راد بود. وی در سخنان ادیبانه که با نثری زیبا و گزیده
کلمات و جملات ، همواره همراه است که سخنرانی وی را به گونه ای دیگر در این انجمن ها برجسته می سازد ، چنین اشاره نمودند:

تاریخ همواره آوردگاه اندیشه ها و میدان آرای افکار و اندیشه بوده است و عالمان در این آوردگاه ، هماوردان‌ هوشمند و پا در رکابی بودند که از سر سوز و تعهد، شناخت و باور قلب و غیرت دینی در جهت حمایت از اندیشه دینی و تفسیر شایسته و بایسته مکتب، و پاسخ به آنچه همراه با زمان به وجود می آمد ، از بام تا شام می کوشیدند و چشمه ساران زلال اندیشه را به سرزمین حق می گستراندند و جهل می زدودند ، آگاهی می آفریدند. تاریک زای انسان های فروافتاده را به نور می کشیدند.


مرگ حقیقی و عزت شکنی یعنی جهل را از صحنه ذهن و زندگی انسان ها می سپردند ، حیات طیبه و زندگی زیبا را به ارمغان می آوردند، نابینایی را می زدوند و بینایی را می گستراندند! و نگریستن های ثمر بخش رامی گسترداند به واقع آرای اندوخته های الهی و ذخیره ربانی پس از پیامبران برای حیات بخشی بودند.
زنده یاد رضوان جایگاه حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در حد فهم و اطلاعات من ، مصداق آن چیزی است که از روایات نقل کردم. در روایتی که امام حسن عسکری(ع) از امام صادق(ع) نقل فرمودند اینگونه است: عالمان شیعه ما ، سنگربان هستند، مرزبان هستند، اندیشه ورزانی آگاه هستند ، که در گذرگاه زمان آنچه را که می گذرد رصد می کند و از بلندای مرزبانی ، حق را می ربایانند و باطل را در هم می شکنند.
یکی از مولفه های حتمی و قطعی نگهبانی و مرزبانی، زمان شناسی است
شیخ طوسی عبارتی دارد که-ترجمه مرحوم علامه حکیمی- می گوید: علمای بزرگ ما که خدای آنان را در بیکران رحمت خویش غرق سازد، چه آنان که در قدیم بودند و چه آنان که سپس آمدند، همه درباره پیدا کردن دلیل های زمان پسند و آنچه طبیعت زمان اقتضا کرده است، تا نهایت درجه ممکن کوشیده اند و پیش تاخته اند.


در برابر دیگران موضع آگاهانه داشته اند، چون همواره در برابر شیعه ها مسائل تازه ای القا می شده است. از این رو آنان نیز آگاهی ها و دلیل های تازه برای حقانیت حق عرضه داشته اند.
یکی از مولفه های حتمی و قطعی نگهبانی و مرزبانی، زمان شناسی است. در آثار این بزرگوار که برخی از آن در دستم بود نهایت اتقان و استواری کاملا مشهود بود و بسیار دقیق و پخته می نوشتند.
یک آدمی از کج اندیشی و سیاه دلی و کج فهمی ، کتابی علیه شیعه نوشت. عنوانش ” خطوط العریضه” بود. این بزرگوار همان زمان نقد بسیار جانانه ای بر این کتاب نوشت. قبل از اینکه عکس العمل جامعه اسلامی و پژواک حق در مقابل آن بگویم از چاپ دوم این کتاب باید یاد کنم.
بعد از سال های سال ایشان چاپ دوم کتاب را با مقدمه ای دلپذیر و هوشمندانه و آگاهی بخش نوشتند و گفتند هرگز نمی خواستم این کتاب را تجدید چاپ کنم. در این مقدمه از شورش های یهودیان و صهیونیست ها در فضای فرهنگی و .‌.. آن یاد کردند و گفتند این موارد الان جزء مسائل اصلی ماست به همین خاطر به فکر چاپ دوم این کتاب افتادم.
این کتاب به اندازه ای استوار و دقیق است ، کاش پژوهش مختصری درباره آن انجام شود. و عکس العمل آن در جامعه اسلامی دیده شود. این کتاب بسیار مورد تکریم و تجلیل آیت الله خویی قرار می گیرد.


ابتکار و پیشتازی از جمله از مولفه های مرزبانی است که ایشان داشتند. کتاب “پرتویی از عظمت حسین” نوشته آیت الله صافی گلپایگانی گویای این مساله است. در سالی که آقای مسجد جامعی وزیر فرهنگ بود قرار بر این شد تا از کتاب های برتر که درباره امام حسین (ع ) است و قدیمی هم می باشد ، تقدیر شود که کتاب مرحوم آیة الله صافی گلپایگانی با قلمی روان و دقیق و برداشت صحیح بهترین بود، از این رو آن را در ردیف اول گذاشتیم.
حدود ده ماه پیش از رحلت حصرت آیت الله صافی گلپایگانی که خدمتشان رسیدم ، مجله ( آیینه پژوهش ) روی میز ایشان بود. در شماره ۸ مقاله ای چاپ کردیم با عنوان “کتابی تازه در رجال با سبکی جدید” این مقاله را آیة الله سید محمدرضا جلالی حسینی به عربی نوشته بود و بعد از ترجمه چاپ کردیم و آیت الله صافی گلپایگانی همیشه مجله را می خواندند و پیگیر آقای جلالی بودند و خواستار دیدار او شدند و ایشان را دیدند و بسیار از ایشان تحلیل و تکریم کردند و بعد آقای جلالی کتاب دیگری نوشتند که کتاب سال شد.
آیت الله صافی گلپایگانی در برابر عرفان های آنچنانی و صوفی گری ، قلندری موضع داشت و موضع شان صریح بود. ما نقدی بر کتاب علی دشتی “سیری در دیوان شمس” چاپ کردیم وقتی نزد آیت الله صافی گلپایگانی رفتیم، فرمودند چنین مطالبی را چاپ نکنید و اسم شان را مطرح نکنید ‌. ایشان حتما اتفاقاتی را که در فضای دانش می افتاد تذکر می دادند.
ایشان در پایان سخنان خود ، سپاس و تشکر از برگزار کنندگان این انجمن را تقدیم داشت.


سخنران پسین این آیین با شکوه ، حجة ‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان؛ استاد دانشگاه تهران، بود.
وی در سخنان خود گفت: آخرین باری که بنده خدمت آیت‌الله صافی گلپایگانی بودم ایامی بود که کتابچه‌ای درباره علی‌اکبر حکمی‌زاده (حکمی‌زاده در ۴ پرده) نوشته بودم. حکمی‌زاده، طلبه و فرزند مرحوم حاج آقا مهدی پایین‌شهری، بانی مدرسه رضویه بود و با دایی خودش آیت‌الله طالقانی و مرحوم بُدَلا در یک حجره بودند. به تدریج حکمی‌زاده از سال ۱۳۱۲ تا اندازه‌ای مسیرش را تغییر داد و بعد از شهریور ۲۰ به خاطر رفاقت با کسروی مسیر خود را به صورت کلی از پدر و دایی جدا کرد.
وی افزود: من کتاب را که تقدیم آیت‌الله العظمی صافی کردم، فرمودند من به مجله همایون مقاله‌ای برای او فرستاده بودم؛ این مجله یک سال بیشتر منتشر نشد که مجموعا هم ۱۱ شماره نشر یافت و بنده همه ۱۱ شماره را بررسی کردم؛ این مقاله آیت‌الله صافی ظاهرا بدون اینکه چاپ شود نزد خود حکمی‌زاده مانده بود و آقای صافی هم اطلاعی از این مسئله نداشت. این مقاله در سال ۱۳۱۳ شمسی نوشته شده بود که آیت‌الله صافی آن وقت ۱۵ سال سن داشت و آن را با کمک پدر نوشته بود از این رو یکی از الطاف زندگی ایشان وجود این پدر بود!


( این مطلب حاضران در انجمن را به شگفتی وا داشت که این بزرگ از دوران نوجوانی ، یعنی ۱۵ سالگی ، و با کمک مرحوم پدرش ، دست به قلم و نگارش و تحقیق داشته است ، که افسوس این مقاله هم اکنون در دست ما نیست و اینجانب نیز بعد از جلسه از جناب جعفریان و دیگر اساتید و یادگاران مرحوم آیة الله استفسار کرده و دنبال کردم ، اما به نتیجه نرسیدم ، رحمة الله علیه )
دکتر جعفریان با بیان اینکه زندگی آقا، آیینه تحولات فکری ۸ دهه از تاریخ تفکر و اندیشه در ایران است، اظهار کرد: ایشان تجربه‌ای اندوخته از دوره پهلوی اول و دوم و دوران آیت‌الله بروجردی و نسلی از روشنفکران که در مورد اسلام مطلب نوشتند تا مقطع انقلاب را داشتند؛ ایشان روحانی سنتی و مهذب و وابسته به بیت مرجعیت و اهل مطالعه و تالیف و مواجه با ۸ دهه تنش‌های فکری بود. خود ایشان نوشته است که من آثار ( فرید وجدی ) را مطالعه می‌کردم؛ فردی وجدی یکی از کسانی بود که کتاب‌های ایشان ترجمه می‌شد؛ او استاد الازهر بود ولی دفاع روشنفکری و علمی از اسلام کرد و مطالبی در مورد اسلام در عصر علم، زن و حقوق زن و … نوشته است.


استاد تاریخ دانشگاه تهران اضافه کرد: حدود ۴ سال پیش مطالعه‌ای در مورد مواجهه حوزه علمیه با روشنفکری دینی داشتم و اینکه چقدر حوزویان ما ادب علمی را در نقدها رعایت می‌کردند؛ یکی از این دوران پرتلاطم ، دوره فعالیت حسینیه ارشاد بود و اینکه کتاب های شریعتی در بین مردم رواج داشت و نقدهای زیادی از سوی حوزه بر شریعتی وارد شد؛ من یادداشت‌های آیت‌الله صافی را دیدم؛ ایشان از ابتدا تا انتهای آثار شریعتی را خوانده است ، بدون اینکه نامی از شریعتی بیاورد و بدون جسارت و تندی و بی ادبی، او را نقد کرده است این کتاب ۸۵۰ صفحه شده است در حالی که برخی دیگر در حوزه کتابی در صفحات کمتر نوشتند و نقد آنان توام با تندی و الفاظ و عبارات نادرست بوده است.
وی تصریح کرد: این کتاب بسیار زیبا و علمی در ۱۴ فصل نوشته شده است که بخش مفصل آن تاریخ اسلام است؛ من تمام نقدها به شریعتی را نگاه کردم و عالمانه‌ترین نقدها همین‌ها است و این ادب نقد، برای ما الگو است.
استادجعفریان با بیان اینکه برخی در نقد شریعتی از تعابیر نامناسب و بدی استفاده کردند که طبعا پاسخ بدی هم از سوی شریعتی به همراه داشت، اظهار کرد: من درصدد نقل ادب شریعتی در مواجهه با نقدها نیستم ولی کسی که به صورت مؤدب و مستدل و علمی و بدون جسارت و اهانت به نقد شریعتی پرداخت ، مرحوم آیت‌الله صافی بوده است. در موردی، مطلبی از شریعتی درباره ماسینیون نقل کرده است که ماسینیون معتقد است نام اشخاصی پیرامون پیامبر(ص) در تاریخ آمده است که اصلا وجود خارجی نداشتند و از جمله به سلمان هم چنین نسبتی را می‌دادند؛ آقای صافی در ذیل این سخن شریعتی گفته است من سخن مستشرقینی مانند ماسینیون را که شریعتی به آن استناد کرده است قابل اعتنا نمی‌دانم. بعد هم اشاره کرده است که من داستان بُحیرای راهب را رد نمی‌کنم ولی سند آن را هم اطمینان‌بخش نمی‌دانم.


حجة الاسلام جعفریان بیان کرد: شریعتی در جایی گفته است که مطالب و داستان‌هایی که برای قبل از بعثت نقل می‌شود غالبا باعث سستی اعتقادات مذهبی جوانان می‌شود؛ آقای صافی در ذیل این مطالب تاکید کرده‌اند که یک بینش و اعتقادی داریم که نمی‌توانیم تصویر مستشرقین از پیامبر(ص) را که می‌خواهند ایشان را مانند یک انسان عادی جلوه بدهند بپذیریم؛ آقای صافی تصریح می‌کند که بنده بررسی کرده‌ام به گونه‌ای که حتی یک مورد سراغ نداریم که فرهنگ هندی و ایرانی در سیره ما اثر گذاشته باشد.
البته در مورد اسرائیلیات پذیرفته‌اند که در سیره نفوذ داشته است ولی آن هم باید مورد به مورد بررسی شود نه اینکه کل سیره را متهم به اثرپذیری از این فرهنگ و آن فرهنگ کنیم.
وی افزود: وقتی شریعتی مطالب خود را براساس سیره ابن هشام تالیف می‌کند، آقای صافی این کتاب را دقیقا معرفی می‌کند و می‌گوید ما در شیعه منابعی داریم که بهتر است به آن رجوع شود؛ شاید تندترین مطلب ایشان علیه شریعتی آن است که چرا منتهی الآمال شیخ عباس قمی را مورد استهزاء قرار می‌دهد؛ شیخ عباس فردی بزرگ است و مستند سخن می‌گوید یا در مورد سخنان شریعتی درباره تشیع صفوی هم واکنش‌هایی نشان داده است.


وی در خاتمه تاکید کرد: بنده معتقدم که روش و سبک نقد را می‌توان از آثار آیت‌الله صافی استخراج و به عنوان الگو به همه معرفی کنیم و حتی می‌تواند موضوع آثار مستقلی باشد. ما حس دفاع از مذهب داریم ولی باید آن را با اخلاق صحیح و با روش پژوهشی و علمی مناسبی ارائه دهیم. وی با اشاره به کتاب رونمایی شده با بیان اینکه زحمت زیادی برای این اثر کشیده شده است، گفت: کتاب ، منابع زیادی دارد ولی ارجاعات آن هم نیازمند تکمیل است.


در پایان این نگاره دست ، به حکم « من لم یشکر المخلوق ، لم یشکر الخالق » بر خود لازم می دانم که از برگزار کنندگان این مراسم به ویژه حجة الاسلام والمسلمین شهرستانی ، دوست دیرینه ام ، و دست و بازوی مرجعیت شیعه و شخصیت خدمتگزار دوران ، که بدون تردید در طول تاریخ مرجعیت های پیشین و معاصر ، شخصیتی به گسترده دستی و کرامت و خدمات او در حوزه های علمیه شیعه جهان و نیز دیگر بخش های جامعه ایران و کشورهای اقالیم قبله و غیر آن ، نداشته و نداشته ایم ، که همواره از وی به عنوان ( شخصیتی در قامت یک نهاد ) یاد کرده و می کنم و اطمینان دارم که سخنی به گزاف نگفته ام ، تشکر و سپاس خود را تقدیم دارم که چنین مراسم با شکوهی را از نظر کمًی و کیفی در انجمنی زیبا گرد آورده که گرد آوردن این جمع ها و چهره ها و شخصیت های برجسته از هر سو ، تنها از آنِ ایشان بوده و می باشد.


همچنین در اینجا جا دارد که از تلاش و نگاشت کتاب پر خاطره و پند آموز و تاریخی ( شیخ الفقها ، اسوه منتظران ) که قطره ای از دریای عشق و پاسداری و مرزبانی مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی از مکتب اهل بیت علیهم السلام وی بشمار می آید ، از جناب حجة الاسلام و المسلمین امیری سواد کوهی تشکر و قدر دانی نمایم ، و نیز باید از جناب آیة الله حاج شیخ حسن صافی گلپایگانی ، یادگار آن مرجع ولایی و دیگر یادگاران عزیز آن بزرگ مرجع و نیز تمامی دست اندر کاران این مراسم با شکوه و ماندگار ، سپاس و تشکر خود را به عنوان یک میهمان و توفیق حضور در این انجمن علمی ، روحانی ، سپاس و تشکر خود را تقدیم دارم که ضمن اینکه بهانه ای برای یادبود مرحوم آیة الله العظمی صافی گلپایگانی بود ، فرصتی گردید تا دوباره از آموزه های ایشان بیاموزیم ، و پند گیریم ، و بهره از دعای روح گسترده وی ببریم.

این مقال و شرح انجمن را با اشعار عطًار در منطق الطیر به پایان می برم:

صوفی را گفت آن پیر کهن
چند از مردان حق گویی سخن
گر نیم زیشان، ازیشان گفته‌ام
خوش دلم کین قصه از جان گفته‌ام
گر ندارم از شکر جز نام بهر
این بسی به زان که اندر کام زهر

روحش گسترده تر ، و نامش مانا

۱۹ دی ماه ١٤٠٢ شمسی
عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

خروج از نسخه موبایل