عیدی به عاشقان تنوع زیستی ایران

بعد از سخنرانی خیلی زود با آکسل هوفمن رفیق شدیم. با هم کلی گپ زدیم و منی که همیشه عاشق پروانه ها بودم ولی دانشی در مورد آنها نداشتم حسابی هیجان زده شدم. به ایران که آمدم ترتیب یک همایش یک روزه تنوع زیستی را دادم. چند ماه بعد با حضور آکسل و دو نفر از دوستانش یک سمینار یک روزه تنوع زیستی در دانشگاه تهران برگزار کردیم.
حسین رجایی یکی از دانشجویان سابق من بود که این رابطه برای ایشان فرصتی شد تا با پروانه شناسان به نام آشنا شود. به زودی هسته ای از محققان پروانه شناس ایرانی و آلمانی شکل گرفت و دو سال بعد با تشکیل همایشی در کارلسروهه آلمان، انجمن بالپولکداران ایران (Association Lepidoptera Iranica) که مخفف آن ALI است با امضای تفاهم نامه‌ای بین محققان ایرانی و اغلب آلمانی بوجود آمد. تشکیل این انجمن باعث رشد تحقیقات پروانه شناسی در ایران شد به طوری که شمار مقالات به یک باره افزایش چمشگیری داشت. رابطه حسین با تیم آلمانی بیشتر شد و او بعد از اتمام کارشناسی ارشد با بورس DAAD برای دوره دکتری به بن رفت.
وقتی حسین فارغ التحصیل شد و نتوانست در ایران شغلی پیدا کند! در موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت بعنوان پژوهشگر دائم استخدام شد، او در آلمان توانست در رشته خودش رشد کند و امروز به عنوان یکی از برجسته ترین پروانه شناسان اروپا باعث افتخار جامعه علمی است.
حسین از آن ایران دوستانی است که در آلمان همچنان مشغول تحقیقات بر روی حشرات ایران است. او از جمله اعضای تیم تحقیقات کویر لوت ما بود. دانشنامه جدیدی که به همت حسین و همکار دانمارکی او و ۷۳ نفر از محققان از سراسر جهان در ۴۵۹ صفحه منتشر شده است، بدون شک یک اثر تاریخی و ماندگار در تحقیقات حشره شناسی ایران خواهد ماند.
در این اثر ارزشمند حضور ۴۸۱۲ بالپولک دار در ایران قطعی شده است و نویسندگان پیش بینی می کنند که تعداد آنها به دو برابر افزایش خواهد یافت. با توجه به وابستگی شدید بالپولکداران (شب پره ها و روز پره ها) به گیاهان، کاملا قابل انتظار است که تعداد گونه های گیاهی فلور ایران و لپیدوپتراها نزدیک باشند.

بد نیست بعد از ۲۴ سال خدمت در دانشگاه به همه دوستانی که دستی بر آتش تنوع زیستی ایران دارند تاکید کنم که هیچکدام از ما مقصر شرایط موجود نیستیم. تاریخ این کشور در گردنه‌ی سختی است. با همه اختلافاتی که داریم، ما تنها یک سرزمین داریم و اگر از آن پاسداری نکنیم، با انقراض هر گونه گیاه و جانور آسیبی سخت به این مملکت وارد می شود. ما امیدی به مدیریت درست و درک اهمیت علوم پایه توسط مسئولین نداریم. باید اختلافات را کنار گذاشت و دست در دست همدیگر – چه آنهایی که در داخل هستند و چه فرزندانی که به خارج رفتند – برای آینده بهتر این سرزمین و حفظ تنوع زیستی بکوشیم. برای من گل دادن و قد کشیدن نهال هایی که در دو دهه گذشته کاشتیم بسیار خوشحال کننده است.
کاش مسئولین و انحصار طلبانی که در ۴ دهه اخیر فقط با جابجا شدن از این اداره به آن اداره فقط سعی در انحصار داشته‌اند با دست برداشتن از خطاهای گذشته، رفتار خود را اصلاح کنند و بدانند که ایران برای همه ایرانیان است، از هر قوم و زبان و لباس و همه موجودات زنده آن. هیچکس نباید خود را بالاتر از دیگران بداند و با اجرای پروژه های ویرانگری مانند سد چم شیر، مارون ۲، خرسان ۳، بختیاری و شفا رود و کاشت ۱ میلیارد درخت و استفاده از سموم باعث انقراض آبشاری تنوع زیستی کشور شود.

* استاد دانشگاه تهران

4747

خروج از نسخه موبایل