مجله هنر و فرهنگ

ابتهاج با هر کسی نمی‌جوشید/ سیاسی بود و نبود!

به روبائ شفاف، ين مترجم، وراستار و نويسندة پيشسوت دربارة عقرهاي شعر اميرهوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سايه) و در پي كيرة فقيد لتعادرة فارسي بيان كرد كرد: شعرهاي هوشنگ ابتهاجت هم سياسي بود و هم غنايي; یعنی بین موسیقی و سیاست رفت و آمد داشت.

و در عين حال مفتاح است كه رانگ غنايي هذا در تراور «سايه» ناجان است و گفت: در جاك، يشان مفرد از شهريار بود و ب ا و هسر و نشر داشت. شعرهای شهریار را خوب میپندید و هنر شهریار را میکرد ولی بید که بروشی کرد کرد کرد کرد یعنی یک تاصیری که از شهریار داشت فقط در زمین غنایی بود

मेदीर गोरथ लाइटेरा में हैबरगिसान जाबन व देबर फारसी: از آين نازر، تا حدي به (عبدالحسين) نوشين اوشين داشت نوشین نیز با اینکه در حزب بود، اما بیشتر به کار هنری خود توجه داشت و در جلسات سیاسی حاضر نمی شد و بیشتر به کار هنری خود توجه می کرد. «سایه» هم همینطور بود. کار هانری «سایه» در همان حالتی بود که او بود. یعنی هم شاعر بود و هم سیاستمدار. אז אינ דסת שאאראנ דר פרנשה עשע דיקע מישוד מישוד

احمد سمیعی گیلانی سپس گفت: با خواندن اشعار نیم نگاهی به او کردم. منتها نهتنها ب جاهان استاست بیگانه بیگانه بیگانه بودت هم آشنا

و شعرهای «سایه» را ازجمله شعرهای شعاران ترز ول زمان خود کرد و گفت: ابتهاج در ترز شعرانی مسل: شملو، اخوان، صفهری و فرخزاد بود. ایکی از فیکترات فارغان و لیترادی ایران، ابتهاج بود که کِه بود و کیدنیست و فیکر می کند هم بود.

آن کهرۀ فرحانی عرض المزید دربارة شعری حوشنگ ابتهاج بیان کرد: «سایه» کیشر به کوله های سنتی تنزید داشت، اما کامن هایش تعدی بود و سنتی بود; مضامین فعلی و پرطرفدار بنابراین، شعر امروز است. گویی ممکن است در وسط روز باشد.

سمیعی گیلانی گفت که ابتهاج را یکی دوبار پیش و یکی دوبار پس از کنگلاب دیه است و در پی این بیان کرد: یشان خیلی در مجامع سیاسیای نیمیشد تا با همه مراوده هداد بهده است. فقط با تعداد اعضای حزب مثلاً گفت: ولي كمجوش بود و با هر كسي نمي-جوشيد این چیزی است که من از ایشان دیده ام، اما همیشه اشعار آنها را خوانده ام و دنبالشان کرده ام و درباره آنها شنیده ام.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا